۱
نیامدی
تا حروف پاییز را هجی کنیم
به مردنت ادامه بده!


۲
این راه سرخ را  جان کندم  
تا قلبی بی تاب
 برای تپیدن در آوندهای تو
این دالان مسدود
دریغی بزرگ بود
تا  بهاری دیگر
 

۳

اتوبوس واژگون
زلزله ای که سر ایستادن ندارد
شیشه و خون و پاره آهن
مقصد در افقی سرخ ناپیداست

۱۰ دی ۱۴۰۰